محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
51
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
كه شامل حال خير مآلش بود شاه دين پناه در اواخر ايام جهانبانى بار ديگر به او دل خوش كرده بپايهء سرير عرش پيرايهاش طلب نمود و مشمول نظر عاطفتش گردانيد [ ه ] « 1 » بمنصب ايشيك آقاسى باشى سرش را باوج سپهر رسانيد و در آن خدمت عالى مرتبت روزگار فرح آثار بكام دوستان بسر ميبرد تا وقتى كه صفحهء زمان از حليهء وجود شاه دين پناه خالى ماند و نوّاب شاه اسمعيل سرير خلافت و جهانبانى را بوجود اشرف تزئين داد ، سلطان ابراهيم را به همان منصب معزّز و مكرّم ساخت و منصب جليل القدر مهردارى را به او كرامت فرمود و روز بروز در اعزاز و احترامش مىافزود تا بعد از فوت سلطان حسين ميرزا برادرش ، نهال آن سرو چمن سلطنت از بيخ و بن برانداخت . سايه فكن سروى كه ما صدق مضمون « وَ أَمَّا ما يَنْفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الْأَرْضِ » « 2 » بود و سرگشتگان باديهء عنا بسايهء عاطفتش پناه جسته در شوق آسايش بودند ، به تيشهء انديشه ريشهء آن را از منبت حيات قطع كردند و بارور نخلى كه [ 29 ] مفهوم خير الناس من ينفع الناس بر آن صادق مينمود و محتاجان زاويهء فقر و فنا از ميوهء عافيتش لذت يافته بزم ذوق را آرايش مينمودند ، بمنشار غرور و استكبار از مغرس ثبات قطع نموده از پاى در آوردند . نظم فكندند نخلى از اين بوستان * كه بودش ثمر ، عشرت دوستان بريدند سروى ز باغ وجود * كه در سايهاش راحت خلق بود گلى نشكفد در رياض جهان * كه آخر نريزد ز باد خزان نهالى از اين خاك سر برنكرد * كش آخر قضا خاك بر سر نكرد سپهرا چه نامهربان بودهاى * ره مهربانى نه پيمودهاى نهالى كه خود تربيت كردهاى * به صد عزت و ناز پروردهاى
--> ( 1 ) - م : گرديد . ( 2 ) - سورهء 13 آيهء 17 .